
برچسب ها : میزان رای ملت است



جهت دانلود به ادامه مطلب مراجعه فرمایید …

آنچنان زهر ستم انداخت مرا
كه اجل ره سپر باغ جنان ساخت مرا
عجبى نیست اگر وقت عیادت پسرم
دید با این تن كاهیده و نشناخت مرا

امام کاظم علیه السلام:
مۆمن همانند دو كفّه ترازو است ، كه هر چه ایمانش افزوده شود، بلاها و آزمایشاتش بیشتر مى گردد.
(بحارالانوار، 78/320



یارب قـوام راه خمیــنـی مـدام بــاد / جـاویـد رهــبـر ره و خــط قـیام باد
هجرامام؛ جان ودل از مومنین شکسـت / بـرجـان آن شکسته دلان صد سلام باد
.
.
.
می فروشی گفت: کالایم می است
رونق بازار من ساز و نی است
من خمینی دوست دارم چون که او
هم خم است و هم می است و هم نی است
.
.
.
در فراقت دیدهای بی نم نبود / با بهاران بازگرد ای جان جان
تا تو بودی رخنهای بر غم نبود / رحلت امام خمینی تسلیت باد . . .
.
.
.
اماما حرمت ایران تو بودی / تمام روح این سامان تو بودی
ز چشمم سیل اشک سرخ جاری است / دلم سرشار از ابر بهاری است . . .
.
.
.
ای خمینی ای مسیحای زمان / ای تسلای دل و آرام جان
یاد تو ما را چراغ روشن است / عشق تو همواره در جان و تن است . . .
.
.
.
ای امام ای خفته در دامان خاک / ای به هجرت، سینه ما – چاک چاک
جرعه نوش چشمهایت بودهایم / آری آری مبتلایت بودهایم . . .
.
.
ناگاه با عروج تو چون روبرو شدیم / در انزوای تلخ غریبی فرو شدیم
دنبال تو تمام زمان را ورق زدیم / با دستهای خالی خود روبرو شدیم . . .
.
.
.
تا تو بودی رخنهای برغم نبود / زخم دل را حاجت مرهم نبود
با زلالیهایت ای تفسیر عشق / عشقورزی سخت بر آدم نبود
رحلت امام خمینی بر عاشقانش تسلیت باد
.
.
.
اماما از فراغت جان ما سوخت
ز سوز درد و داغت جان ما سوخت
.
.
.
با یاد تو ای امام، کاری داریم / گهگاه، شب جمعه، بهشت زهرا
با تربت پاک تو، قراری داریم
radsms.com

مرآت حُسن خالق سرمد تویی علی
توحید تو، حقیقت احمد تویی علی
قرآن روی دست محمد تویی علی
حدّت همین که رحمت بی حد تویی علی

السلام اى زینب اى معناى عشق السلام اى رتبه والاى عشق
السلام اى عزم و رأى استوار السلام اى مرتضى را یادگار
اى بلند آوازه عزتمدار اى مهین بانوى ملك افتخار
خجسته میلاد بزرگ بانوی عصمت و طهارت، گوهر دریای اعجاز و فصاحت، زینب کبری علیهاالسلام مبارک باد.
خجسته باد آمدنت!
ای کوثر جاری فاطمه!
ای آیینه بردباری علی!
ای آیینهدار عصمت خداوند در کاروان عشق!
قدم بر خاکی بگذار که پاکیِ گامهای تو را آرزومند است، بانو!
ز بیت مرتضی شاه ولایت اختری سر زد که از نور رخش، ارض و سما را زیب و زیور زد
بوَد میلاد زینب آنکه اندر روز میلادش در آغوش حسینش خنده بر روی برادر زد
ای بانوی زلالتر از آب روان!
تو میآیی و غنچههای باغچه، آمدنت را در گوش هم نجوا میکنند.
عطر روح افزای وجود مقدست، از پس ستیغ کوه های تاریخ، در دشتِ کنون از هنوز تا همیشه به مشام میرسد.
تو چکاوک آشیان گزیده عرشی، نام تو را رسول، از آسمان آورده است.
نامت، محفوظ در لوح آسمانهاست.
منادی عرش، نام «زینب» را زمزمه میکند.

دلش دریای صدها کهکشان صبر
غمش طوفان صدها آسمان ابر
دو چشم از گریه همچون ابر خسته
ز دست صبرِ زینب، صبر خسته
صدایش رنگ و بویی آشنا داشت
طنین ِموج آیات خدا داشت
زبانش ذوالفقاری صیقلی بود
صدا، آیینه ی صوت علی بود
چه گوشی می کند باور شنیدن؟
خروشی این چنین مردانه از زن
به این پرسش نخواهد داد پاسخ
مگر اندیشه ی اهل تناسخ :
حلول روح او، درجسم زینب
علی دیگری با اسم زینب
زنی عاشق، زنی اینگونه عاشق
زنی، پیغمبر ِقرآن ناطق
زنی، خون خدایی را پیامبر
زن و پیغمبری ؟ الله اکبر
قیصر امین پور
تبیان